تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الاحكام (فارسى) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
يا بالعكس چه حكمى دارد و غذا خوردن و معاشرت با آنها چه حكمى دارد .

ج

- اگر فرقهء مذكوره ، حضرت امير المؤمنين عليه السلام را خدا بدانند يا منكر ضرورى دين مانند نماز و روزه و مانند اينها شوند كافرند و واضح است كه ازدواج با آنها جائز نيست و باطل است و اگر آن بزرگوار را خدا ندانند و منكر ضرورى دين هم نشوند چون انحرافات عقيدتى و اخلاقى و عملى بسيار دارند ازدواج با آنها محلّ اشكال است بلكه اجتناب از آن لازم است بلى افرادى از آنها كه قائل بشهادتين ميباشند و اقرار بعقائد باطله و انكار ضروريات دين از آنها ثابت نيست محقون الدم و مال و جان و عرضشان محترم است .

س 1506

- آيا بلند گذاشتن شارب تا روى لب استحباب دارد يا نه ؟

ج

- استحباب ندارد و به عنوان تشبه به فرقهء صوفيه حرام است .

س 1507

- اين جانب مدتى است در خصوص فرقه‌هاى دراويش تحقيق مىنمايم كه يك فرقه علىاللهى هستند و فرقه ديگر 6 امامى و قادريه ، خاكسارى و . . . ولى با فرقه‌اى كه خود را كامل‌ترين و بهترين شيعه‌ها مىدانند فرقه سلسله نعمت اللهى معروف به 121 بيشتر ارتباط داشته و تحقيق نمودم طبق تحقيقات اين حقير اكثر دراويش اين سلسله كه اين جانب با آنها ارتباط داشته‌ام در شريعت خيلى ضعيف هستند و گاهاً اعتقادى هم ندارند چرا كه اظهار ميدارند شريعت ظاهر است . و در همين رابطه وقتى سؤال مىكنيم مقلد چه كسى هستيد مىگويند در حال تحقيق براى پيدا كردن مجتهد عادل و اعلم هستيم و فعلًا به احتياط عمل مىكنم و دستورات دينى را از نمايندهء قطبمان سؤال مىكنيم چرا كه قطب ما نائب امام زمان ( عج ) است و اكثر علماء و مجتهدين اين امر را تائيد نموده‌اند ( البته به گفتهء دراويش ) كه اين جانب كتب آن فرقه را تهيه و مطالعه و به مطالبى برخورد كرده‌ام كه از حضرتعالى استدعا دارم اين حقير را راهنمايى و رهنمود فرمائيد . قطب آنان مصاحبه‌اى انجام داده كه در يكى از كتاب‌هاى آن فرقه به چاپ رسيده البته قطب مذكور مرحوم گرديده ولى جانشين آن كاملًا اعتقاد به مطالب فوق‌الذكر دارد . متن مصاحبه به پيوست ارسال و سؤالاتى در خصوص متن مصاحبه مطرح مىگردد . 1 - در سؤال 4 مصاحبه مطرح شده كه ما دستورات ظاهرى را از مجتهدين مىگيريم و آنها بايد دستورات باطن و . . ، را از ما بگيرند نظر جنابعالى در اين خصوص چيست . 2 - در سؤال 6 مصاحبه مطرح شده كه ما جانشين امام زمان ( عج ) هستيم و اجازه‌نامه كتبى داريم خواهشمند است مرقوم فرمائيد صحت دارد يا خير ؟ 3 - در سؤال 8 مصاحبه عنوان شده اجازه‌نامه در اين زمان موجود است ، چرا علماء در اين خصوص پىگيرى نمىكنند تا صحت آن يا عدم صحت آن را به مردم ابلاغ دارند ؟ 4 - در سؤال 12 مصاحبه مطرح شده جانشين قطب با الهام از خداوند تعيين مىشود آيا صحت دارد كه از طرف خداوند وحى مىشود چگونه ؟

ج

1 - مندرجات در جواب سؤال 4 صحيح نيست و آنچه عقل و نقل در روايات معصومين سلام الله عليهم اجمعين بر آن دلالت دارد ارجاع عموم مردم به علماء و مجتهدين شيعه است و در اين جهت أئمّه عليهم السّلام تفصيلى بين ظاهر و باطن نداده‌اند و اينكه در اصلاح باطن بايد بما مراجعه شود ادعاى بدون دليل ، بلكه معلوم العدم است و هركس به مجتهدين مراجعه و بر طبق نظرات آنها عمل نمايد ظاهر و باطنش هر دو كامل مىشود و اللّه العالم . ج 2 و 3 - مطلب مذكور در جواب سؤال 6 صحت ندارد و اجازه مذكور در سؤال 8 مطلقاً جعلى است و اگر چنين امرى واقعاً وجود داشت در اخبار و آثار أئمّه عليهم السلام ديده مىشد و در زمان غيبت كبرى امام زمان سلام الله عليه جانشين خصوصى ندارد و در اخبار و روايات دستور داده‌اند كسى كه چنين ادعائى كند او را تكذيب كنيد . ج 4 - الهام الهى كه قابل اتباع است مخصوص انبياء و ائمّه عليهم السلام است و الهام در قلوب غير اين بزرگواران ثابت نيست كه الهام الهى باشد و حجيّت ندارد و ظاهراً اشخاص مذكور ، چون دليلى براى اثبات مدعاى خود ندارند متوسّل به اين گونه امور ( الهام ) مىشوند كه خود را از مضيقه اثبات مدعى راحت كنند شما ملاحظه نمائيد در كلمات خداى متعال در قرآن و كلمات حضرت رسول اكرم و أئمّه هدى عليهم صلوات الله سفارش ساختن مساجد فراوان است و عين و اثرى از ساختن مراكزى كه اينان مىسازند وجود ندارد . لازم به تذكر است كه بر ساير بندهاى اين مصاحبه نيز اگر اصل آن جعلى نباشد اشكالات بسيار وارد است از جمله اينكه مىگويد : جانشينى به ارث نيست ولى اتفاقاً اجازه من از پدر و جدّ رسيده بعد از او هم كه به پسرش رسيده مىگويد اتفاقى است و بعد از او كه به پسر پسرش رسيده باز هم اتفاقى و پس از پسرش كه پسر ديگرش مدّعى شده باز هم اتفاقى است . خلاصه حرف‌هاى سست و بىپايه اين فرقه واقعاً مضحك است شما اگر بخواهيد مختصرى از وضع دراويش و دعاوى مضحكه آنها اطلاع پيدا كنيد مىتوانيد به كتاب خيراتيّه و كتاب فضائح الصّوفيه يا حديقة الشيعه و كتاب‌هاى ديگر مثل عرفان و تصوّف و كتاب صوفى و عارف چه مىگويد و كتاب‌هاى عباسعلى كيوان كه از بزرگان آنها بود و بعد از آنها برگشته و كتابى كه اخيراً بنام « از كوى صوفيان تا حضور عارفان » تأليف سيد تقى واحدى صالح على شاه است مراجعه فرمائيد .

فرقهء ضالهء بهائيت

س 1507

- بسيارى از بهائيون مقيم جمهورى اسلامى اظهار مىدارند كه ما تابع قوانين عمومى ايران بوده و هيچ تخلفى را مرتكب نشده‌ايم ليكن متحمل تضييع حقوق هستيم آيا اصولًا بهائيون بالاخص بهائيت مقيم ايران اهل ذمّه محسوب مىشود يا خير ؟ و آيا پرداخت ديه به اولياى دم شخص بهايى ضرورى است يا خير ؟

ج

- بهائىها اهل ذمّه نيستند و ديه ندارند اهل ذمّه بر يهود و نصارى و مجوس اطلاق مىشود به شرط اينكه مقرّرات شرعى ذمّه را عمل بنمايند . و اللَّه العالم

س 1508

- آيا عدم پذيرش درخواست انحصار وراثت از ورّاث بهائى توسط محاكم دادگسترى محمل شرعى دارد ؟

ج

- درخواست انحصار وراثت اگر براى تعيين ورثه مسلمان او باشد مانعى ندارد ولى اگر براى تعيين بازماندگان بهائى او باشد چون توارث بين آنها مشروعيت ندارد قبول درخواست مذكور جايز نيست . و اللَّه العالم
جامع الاحكام (فارسى) — صفحة 97 | الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني