حضانت
س 1347
- پدرى در محضر دادگاه اذن در حضانت دختر كبير خود را به مادر مطلّقهء وى داده است آيا رجوع پدر از اذنِ داده شده جايز است يا خير ؟
ج
- بطور كلّى حضانت فرزند با بلوغ و رشد او منتفى مىشود و پدر و مادر حق حضانت او را ندارند و اختيار زندگى با هر كدام از پدر و يا مادر با خود فرزند است .
س 1348
- پس از فوت پدر ، آيا مادر در قبال حضانت فرزندان صغير متوفى مىتواند از جد پدرى مطالبهء اجرت نمايد يا خير ؟ و آيا حقالزحمهء حضانت اطفال صغير به او تعلق مىگيرد يا خير ؟
ج
- حق حضانت اطفال بعد از فوت پدر با مادر است تا موقعى كه مكلّف شوند و بعيد نيست بتواند در مقابل آن اجرت بگيرد پس اگر اطفال خودشان اموالى دارند مىتواند اجرت خود را با اجازهء جدّ پدرى از اموال آنها بر دارد و اگر مالى ندارند مىتواند از جدّ پدرى مطالبه كند و در هر صورت احتياط در ترك اجرت گرفتن است .
س 1349
- آيا پدر شرعاً مجاز است كه مادر مطلّقه را از ديدار فرزندش كه تحت حضانت پدر است محروم كند ؟
ج
- اگر مفسده و ضررى براى فرزند نداشته باشد جايز است ولى بدون وجود مصلحت لازم خلاف انصاف و دور از اخلاق مؤمن است .
س 1350
- آيا مادر شرعاً بدون اذن پدر مىتواند كارى را براى فرزند ( چه در حضانت مادر باشد و چه پدر ) انجام دهد ، مثلًا آيا مىتواند بدون اذن پدر گوش دختر را سوراخ كند ( براى گوشواره ) و يا سر او را اصلاح كند و يا تصرفاتى مانند آن ؟
ج
- اگر تحت حضانت مادر نباشد بدون اذن پدر جايز نيست و اگر تحت حضانت مادر است كارهائى مانند اصلاح سر و حفظ نظافت او داخل در حضانت است و جايز است ولى سوراخ كردن گوش او بدون اذن پدر جايز نيست .