سورهء حمد با اختلاف با ساير قرائات مىخواندهاند به اين صورت كه :
به جاى
« صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ »
، « صراط مَن انعمت عليهم » و به جاى
« وَ لَا الضَّالِّينَ »
، « و غير الضالين » مىخواندهاند ايشان در آن زمان توجه به مسائل شرعيه داشته و مقيد بودهاند و اين نوع قرائت را مقبول و مبرى ذمه مىدانستند ،
1 - آيا چنين قرائتى وجود دارد ؟
2 - در صورت وجود چنين قرائتى خواندن نماز با آن مجزى و مبرء الذمه است يا نه ؟
3 - در صورت عدم كفايت اين قرائت از نماز تكليف ورثهء اين شخص چيست ؟ با توجه به اينكه ايشان در اين مورد وصيتى نداشتهاند .
ج
- قرائت قرآن كريم بر حسب روايات و اتفاق فقهاء عظام رضوان اللّه عليهم طبق قراءات معروفه و مشهوره در عصر حضرات ائمه طاهرين عليهم السّلام كافى و مجزى است كه معروفترين و مشهورترين آنها قرائت ده نفر است كه قرائت هفت نفر آنها شهرت و تداول بيشتر داشته و ميتوان اقتصار بر قرائت اين هفت نفر را موافق با احتياط و قدر متيقّن دانست ، و قرائت ( من انعمت ) و ( غير الضّالين ) از هيچ يك از اين هفت نفر نقل نشده و از قرائات مشهوره نيست و منحصراً قرائت عمر بن الخطاب و عبد الله بن زبير بوده و مع ذلك در بين اهل سنت نيز معمول بها نشده و با اينكه قرائت عمر است از قرائات متروكه است . و روايتى كه در تفسير على بن ابراهيم است بقرينه روايات ديگر كه همين قرائت مشهور را كه مصاحف همه مطابق با آن است تأييد مينمايند قابل حمل بر تقيه است و به هرحال استقرار سيره شيعه اهل بيت عليهم السّلام خلفاً عن سلف بر همين قرائت مشهور دليل بر عدم جواز اين قراءات شاذه است و بنابراين نهايت امر اين است كه شخص مذكور معذور است و انشاء اللّه تعالى معاقب نباشد ولى اعمالش مجزى و امتثال و اطاعت امر نيست و ظاهراً ورثه و ولد اكبر او كه بايد قضاى نمازهاى فوت شده از والد را بجا آورد در مثل اين صورت مكلف بقضاء نمازهاى او نيست بلى اگر اصل نماز از او فوت شده باشد قضاء آن بعهدهء ولد اكبر است مع ذلك اگر تبرّعاً قضاء نمازهاى او را بجا آورند يا استيجار نمايند خير و احسان به ميت خواهد بود . و اللّه العالم