جلد اول
[ مقدمهء ناشر ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
قال اللّه تعالى :
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ *
« 1 » خداى حكيم انسان را بىهدف و رها و بدون برنامهء مشخص در زندگى فردى و اجتماعى نيافريده است و با توجه به اين نكته كه دين براى هر يك از رخدادها و پديدههاى زندگى فردى و اجتماعى موضع و حكم مشخصى دارد عقل حكم مىكند كه بايد موضع دين را در هر يك از آنها بدست آورد .
اما آيا هر كس با هر اندازه پشتوانه علمى و هر مقدار آگاهى از مبانى دين مىتواند به اين مهم نايل آيد ؟
بنابراين راه بدست آوردن نظرات دين چه در اصول و چه در فروع ، مراجعه به منبع قرآن و عترت پيامبر ( ص ) است ، و در زمان غيبت امام معصوم ( ع ) بنابر آنچه در توقيع شريف آمده است بايد به حاملان علوم اهل بيت ( ع ) و روات احاديث مراجعه نمود .
« و أما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها إلى رواة أحاديثنا » « 2 »
روش و سيرهء عقلاء در هر علمى پرسش از دانشمندان و كارشناسان همان علم بوده و هست و اين روش در عمل مورد تأييد و امضاء شارع نيز قرار گرفته است .
ارجاع ائمه ( ع ) پرسش كنندگان را به اصحاب ثقات ، نظير : يونس بن عبد الرحمن ، ابان بن تغلب ، ابا بصير و زكريا بن آدم ، تثبيت اين روش عقلائى است .
هامش
( 1 ) أنبياء / 7 ، نحل / 43 .
( 2 ) كمال الدين : 2 / 485 .