بايد در آن جهت مورد استفاده قرار گيرد و استفاده از آن در غير جهت وقف جائزنيست .
س 862
- شخصى دو دانگ مفروز از هشت دانگ ملك ديگران را تصرف و به نام خود به ثبت رسمى مىرساند . مالكين اصلى در وقت مقرر نسبت به اين ثبت اعتراض قانونى نموده و در سال 1325 دادخواست و شكايتى را نسبت به ثبت ملك غير و خلع يد از آن شخص تسليم مراجع قضائى مىنمايند . در حالى كه اين دعوا مراحل قانونى خود را مىگذرانده شخص متصرف در سال 1331 طى يك اقرارنامه دود انگ فوق را وقف مىنمايد . بعد از آن با ثبوت عدم مالكيت واقف سرانجام در سال 1335 طرفين در دفتر اسناد رسمى مصالحه نموده و رقباتى از جانب مالكين شرعى و قانونى از بابت خرج به شخص واقف صلح مىگردد و پس از فوت وى نيز در تصرف مالكانه ورثه قرار مىگيرد و هيچگاه عمل به وقف صورت نمىپذيرد . سؤال اين است : با توجه به اينكه هنگام وقف ، واقف مالكيتى نداشته و مالكيت وى پس از عقد وقف از طرف مالكين شرعى و قانونى تحقق يافته ، آيا وقف شرعاً و قانوناً محقق گرديده است يا خير ؟
ج
- چنانچه واقف در حين وقف مالك رقبه مورد وقف نبوده ، وقف باطل است و در نزاع موضوعى مرافعه شرعيّه لازم است .
س 863
- حضرتعالى با عنايت به اينكه كل ششدانگ قريهء سوهان از بلوك طالقان در سنهء 914 ه ق وقف خاص گرديده بر قاضى امير نجم الدين محمود طالقانى و اولاد ذكور سادات آن قريه نسلًا بعد نسل كه علماى دورهء صفويه همچون مرحوم شيخ بهائى ، مير داماد ، و قاضى جهان صحّت وقفيّت را تأييد نمودهاند ، ساليان سال به وقف عمل شده و موقوف عليهم اجاره از مستأجرين مىگرفتند كه اجاره نامههاى موجود گواه اين است . با توجه به تمامى مدارك بعضاً مستأجرين مطالبى را ابراز ميدارند از جمله وقف بر اولاد ذكور سادات را بر مقاصد نامشروع بيان داشتهاند . آيه هفتم سورهء مباركه نساء را تفسير به رد وقف نموده . مستدعى است با توجه به مدارك موجود و اشكالتراشى بعضى كه ذكر شد فتواى مبارك را مرقوم فرماييد .
ج
- وقف بر اولاد ذكور خواه اولاد ذكور خود واقف باشند يا اولاد ذكور