بيشتر از اين چيزى نفرمودند ، ولى معلوم بود كه استفهام انكارى است .
ايشان بر حسب مذاق و دريافت خودشان ، آنچه به حكمت متعاليه ناميده شده و مطالب اسفار را در آنچه ارتباط با عقايد اسلاميه دارد ، متضمن اشتباهات و عدولهايى از هدايت قرآن مجيد و معارف اهل بيت عليهمالسلام مىدانستند و در آن جلسه چون سكوت خود را معرض توهم قبول مىديدند به اين مقدار ، نظر خود را اظهار كردند .
اين ، از كمال ديندارى و تعهد به حفظ حريم دين است و الّا بسيارى ، در اين مواقع مىگذرند ، و اگر تمجيد و تعريف نكنند سكوت مىنمايند كه مبادا طرف برنجد و از آنها آزرده خاطر شود ؛ « وَ اللّهُ وَ رَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوهُ إِنْ كانُوا مُؤْمِنينَ » « 1 »
مراقبت بر پرهيز از غلو در امور اعتقادى
در موضوع حفظ حرمها و حريم مقام ربوبيت و الوهيت و حريم مقام نبوت ، حريم مقام امامت و بعد حتى حريم مقام فضيلت و علم اشخاص مراقبت و مواظبت داشتند ، مخصوصاً در آنجايى كه نگاهنداشتن حريم برخورد با عقايد مىكرد جداً از افراط و غلوّ جلوگيرى مىنمودند .
هامش
( 1 ) . سوره توبه ، آيه 62 .