اين گونه صفات ، صفاتى است كه فقط مردان خدا و تربيتشده و فارغ از اوهام برترىجويى و خودنگرى دارا هستد .
آنها كه همواره اين آيه كريمه را در برابر خود مىبينند :
« تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقين » « 1 »
و او را مىتوانم بگويم از كسانى بودند كه لا يريدون علواً و لا فساداً اعلى الله مقامه فى الجنة .
دلجويى از همراهان به هنگام ناراحتى
يك روز - شايد در همين دو سه سال پايان عمر شريف و پربركتشان - در جلسه استفتاء مسألهاى مطرح شد .
آقا اظهار نظر فرمودند و حقير ، ايرادى عرض كردم ، و كلام ردّ و بدل شد .
آقا فرمودند مثلًا به اين تعبير كه من پير شدهام اشاره به اينكه حال بحث ندارم .
همين ، و بيش از اين نفرمودند ، ولى اين هم از ايشان به حقير ، حالت اعتراضگونهاى داشت .
بنده ناراحت شدم و سكوت كردم . كار خلافى كردم يا نه ، روز ديگر به اتفاق حضرت آقاى اخوى در جلسه استفتا يك يا دو جلسه شركت نكردم .
هامش
( 1 ) . سوره قصص ، آيه 83 .