ظاهرتر مىگشت .
بلى گاهى حال ، اقتضاى دعا دارد مثل نفرين بر ظالم ؛ يعنى اگر نفرين كند خلاف تسليم و رضا نيست ولى دعا كننده از بيم اينكه دعايش به داعى و غرض تشفى قلب و انتقامگيرى آلوده نشود ، دعا نمىكند ولى نالهء درونش تا عرش يار مىرسد .
و گاهى همين نفرين نيز از باب اينكه اظهار حق و اعلان بيزارى و تنفر از ظالم و سبب هلاك او مىگردد لازم مىشود .
و خلاصه بر حسب موارد و حالات ، مظاهر وصُوَر دعا متفاوت مىشود . چنان كه بر حسب روايات نيز دعاهاى مناسب اين حالات از پيغمبر اكرم و ائمه طاهرين - صلوات اللَّه عليهم - كه معلمان الهى مكتب دعا هستند - رسيده است . و اين كه بعض متصوفه مىگويند :
يك گُره دارم خبر از اوليا * كه زبانشان بسته باشد از دعا
خامشند و نالههاى زارشان * مىرسد تا زير عرش يارشان
به طور مطلق به طور يك روش دائمى ، خلاف سير و سلوك شرعى و سيرهء رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله وسلّم - و ائمه معصومين - عليهمالسلام - است كه فقط بايد به آنها اقتدا و تأسى كرد و از آنها كسب تعاليم اخلاقى و عبادى را نمود .
قسم دوّم : قسم دوّم از دعاهاى مشتمل بر درخواستها و رفع