يا كه ليلا به سر قبر پسر آمده است * كاشكش از ديده روان همچو شط جيحون است
مادر قاسم ناكام كه مىنالد زار * بهر آن طلعت زيبا و قد موزون است
در ره كوفه و در شام و سرا ظلم يزيد * كس نپرسيد زسجاد كه حالت چون است
دختر شير خدا ناطقهء آل رسول * كز نهيب سخنش كفر و ستم موهون است
كرد ايراد چنان خطبه و ثابت بنمود * كه يزيد شقى از دين خدا بيرون است
زنده دين مانده زتصميم و زايثار حسين * حق و حرّيت و اسلام به او مديون است
هان بياييد و ببينيد كه در راه خدا * صحنه رزم زخون شهدا گلگون است
آه و افسوس كه كشتند لب تشنه امام * زخم بر پيكر پاكش زعدد افزون است
قصّهء كرب و بلا قصّهء صبر است و قيام * به فداكارى و جانبازى و دين مشحون است
تا ابد نام حسين بن على در تاريخ * با ثبات قدم و نصرت حق مقرون است
نيايش در عرفات (فارسى) — صفحة 315
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٣١٥