فَبَخٍّ بَخٍّ » « 1 » .
« اگر گريهايت نمىآيد خود را به صورت گريه كننده درآور ( و تلاش كن بلكه چشمت اشك آلود شود ) پس اگر مثل سر مگسى اشك از چشمت بيرون آمد پس به به ( خوشا بر احوالت ) » .
در اين موضوع ، روايات و احاديث بسيار است . ولى نكته قابل توجه اين است كه : غرض از كسب فيض درك اين حالات شريفه اين است كه حقيقتاً بنده از گناهان خود بيمناك و در مقام جبران گذشته و توبه نصوح و حقيقى باشد والّا مجرد گريه از ترس گناه با اصرار بر معصيت فايدهاى ندارد هرچند كمتر ممكن است كه كسى به حال گريه و زارى از خوف گناه برسد و اين حال هيچ تغيير در روش و برنامههاى زشت او ندهد .
راجع به اين كه به مجرد گريه اكتفا نمىشود از حضرت زينالعابدين - عليه السلام - روايت است كه فرمود :
« ليس الخوف من بكى و جرت دموعه مالم يكن له ورع يحجزه عن معاصى اللَّه وانما ذلك خوف كاذب » « 2 » .
« خوف ، گريه كردن و جريان اشك نيست مادام كه براى گريه كننده پارسايى نباشد كه او را از گناهان باز بدارد . اين است و جز اين نيست كه اين خوف ( بىورع ) خوف دروغ و كاذب است » .
هامش
( 1 ) - همان مدرك ، ص 236 ، ح 11 .
( 2 ) - عدةالداعى ، ص 163 - 164 .