ترك گناه و با توبهء نصوح توأم باشد ، بلكه كسى كه از خدا به طور حقيقت اين درخواستها را مىنمايد حالتش حالت توبه ، انابه و بازگشت به خدا و طلب مغفرت از گناه و تسديد ، عصمت از لغزش و گناه است و شعور دينى و وجدانى او بيدار و نفس او ، او را بر گناه ملامت مىنمايد .
البته نتيجهء اين حالات پاك و اقبال به عبادات و اطاعت خدا كه از ايمان خالص و خلوص نيست حاصل مىشود توفيق بيشتر است چنان كه نتيجه معصيت و سبك شمردن دستورات الهى خذلان است .
مسألهء علم الهى
در ضمن اين بخش خدا به علم و آگاهى از حالات بنده و كارهاى او و آنچه در ضمير دارد خوانده مىشود :
« يا مَنْ لايَخفى عَلَيهِ اغماضُ الجفون ولا لحظ العُيُون . . . » .
« اى كسى كه پنهان نمىماند بر او نه بر هم گذاردن پلكهاى چشمها و نه لحظهها و نگاهها و نه چيزهايى كه در درون قرار دارد و نه آنچه كه ضمائر دلها بر آن منطوى است همه اينها را علم تو احصاء كرده و حلم تو فرا گرفته است » .
مسألهء علم الهى به كل امور ؛ خواه جزئى باشد يا كلّى گذشته و حال و آينده پنهان و آشكار ، يكى از مسائل مهم در معرفة اللَّه است