« اللهمَّ انَّكَ اقْرَبُ مَنُ دُعِىَ وَاسرع مَنْ اجابَ وَاكْرَمُ مَنْ عَفى وَاوسَعُ مَنْ اعْطى » .
و از جملهء اسماء الحسناى خداوند مثل :
« ارحَمُ الراحمين ، اكرم الاكرمين ، اسْمَعُ السّامعين وَابصَرالنّاظرين »
و امثال آنهاست .
از اينها استفاده مىشود كه : در اين صفات ، مخلوقات با خدا شريكند ! هرچند مرتبه كامله آنها اختصاص به خداى سبحان دارد .
جواب اين است كه : صفات بر دو قسم مىباشند :
قسم اوّل : صفات حقيقيّهء ذاتيّه است مثل علم و قدرت . در حقيقتِ اين صفات ، مخلوق با خالق شريك نيست ؛ يعنى حقيقت علم مخلوق مثل خود او كه غير خالق است غير حقيقت علم خالق است و هرچند ما حقيقت علم خالق را نمىشناسيم ولى مىدانيم كه او از اينكه شبيه مخلوق باشد منزّه است ، هم در ذات و هم در صفات .
بنابراين اطلاق لفظ « عالم » بر خالق و بر مخلوق يا از قبيل اشتراك لفظى است و يا اينكه بر مفهومى اجمالى از علم كه صادق بر علم خالق و مخلوق و ساكت از حقيقت آن باشد ، اطلاق شود كه مشترك معنوى بين اين دو علم باشد . نظير « وجود » و « موجود » كه اگر اطلاق ان بر خدا جايز باشدو در اسماء اللَّه الحسنى قائل به
نيايش در عرفات (فارسى) — صفحة 233
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٢٣٣