حال ديگران از انبيا ، اوليا و حال مردم ديگر معلوم است .
گفتم همه ملك حسن سرمايه توست * خورشيد فلك چو ذرّه در سايهء توست
گفتا غلطى زما نشان نتوان يافت * از ما تو هر آنچه ديدهاى پايهء توست
لذا امام - عليه السلام - هم در اين بخش پس از اين نيايشها ، سپاسها ، ستايشها ، و عرض ناتوانى از احصاى نعمتهاى الهى به سؤال و درخواست مىپردازد و عرض مىكند :
« صَلِّ عَلى محمِّدٍ والِ مُحَمَّدٍ وَاتْمِمْ عَلَيْنا نِعَمَكَ وَاسْعِدنا بِطاعَت سُبحانَكَ لا الهَ الّا انْتَ » .
خطاب به خدا مىنمايد و عرض مىكند :
« صلوات بر محمد و آل محمد بفرست و نعمتهايت را بر ما اتمام كن ؛ يعنى استمرار بده و اگر چه آنچه عطا كردهاى در كثرت از شمار و احصا بيرون است ولى باز هم عطا كن و عطا كن ، و هرگز نعمت و فيض خودت را از ما قطع نفرما ، و ما را به اطاعت خودت سعادتمند كن ، پاك و منزّهى تو و خدايى غير از تو نيست » .