تكليف به اينكه بنده فقط بايد او را بپرستد چون غير او مستحق پرستش نيست ، صحيح و معقول است چنان كه مىفرمايد :
« فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَلايُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ احَداً » « 1 » .
ولى اين موجب اينكه مدلول مطابقى « إله » معبود باشد نيست .
و از جمله آياتى كه دلالت دارد بر اينكه مدلول مطابقى « إله » معبود نيست اين آيات هستند :
الف : « وَما كانَ مَعَهَ مِنْ الهٍ إذاً لَذَهَبَ كُلُّ الهٍ بِما خَلَقَ ولَعَلى بَعْضُهُمْ عَلى بَعضٍ » « 2 » .
« نيست با او ( خدا ) خداى ( إله ) ديگر كه اگر چنين بود هر خدايى ( الهى ) به سوى خلق و آفرينش خود مىرفت و هرآينه برترى مىگرفت بعض آنها بر بعض ديگر » .
چنان كه ملاحظه مىفرماييد اين آيه در نهايت ظهور ، اين سخن را كه مفهوم « إله » معبود منهاى وصف خالقيّت و ذات مقدس او باشد ، نفى مىنمايد .
ب : « قُل ارأيتُمْ انْ جَعَل اللَّهُ عَليكُمُ اللَّيلَ سَرْمَداً الى يَوْمِ الْقيامَةِ مَنْ الهٌ غيرُ اللَّه يأْتيكُمْ بِضياءٍ افَلا تَسْمَعُونَ » « 3 »
« ( اى رسول ما به اين مردم مشرك ) بگو چه تصور مىكنيد ، اگر خدا
هامش
( 1 ) - سوره كهف ، آيهء 110 .
( 2 ) - سورهء مؤمنون ، آيه 91 .
( 3 ) - سورهء قصص ، آيه 71 - 72 .