زبان حال بندگان
« يا مولاىَ انْتَ الَّذى مَنَنْتَ انْتَ الَّذى انْعَمْتَ ( الى قوله عليه السلام ) وَان تَعْفُ عَنّى فَبِحِلْمِكَ وَجُودِكَ وَكَرَمِكَ » .
به اين بخش از اين لحاظ توجه مىكنيم كه متضمن بيان بعض شؤون الوهيت و ربوبيت خداوند متعال و بعض حالات فقر و احتياج بنده به او و عرض ذلّت ، حقارت و ضراعت به درگاه خداوند قادرِ قاهرِ بىنياز و تذكار نعمتهاى خداى ربالعالمينِ بىنياز ، به اين بندهء محتاج است ؛ تا حدّى كه به او هرچه لازم بوده و لازم داشته عطا كرده و تا درجهاى به او لياقت داده كه بتواند باذناللَّه تعالى در عالم تكوين ، تصرف نمايد و عامل مشيتاللَّه و ارادة اللَّه گردد و به شنوايىِ الهى بشنود به بينايى حق ببيند و به گويايىِ خدا بگويد .
زبانش زبان حق ، دستش دست حق ، و چشمش چشم حق شود و مصداق اين گردد :
« و ما رَمَيْتَ اذْ رَمَيتَ ولكِنَّ اللَّه رَمى » « 1 »
هامش
( 1 ) - سورهء انفال ، آيهء 17 .