دعا و ربط بنده با خدا بالاتر و قويتر مىگردد و بيشتر مىفهمد كه خودش و همه بر او محتاجند . و همه بايد به او عرض حاجت كنند .
او قاضىالحاجات و كافىالمهمات است . همه بايد دست حاجت به سوى او دراز كنند كه بيشتر حاجات آنها را بدون سؤال و در خواست آنها و بىآنكه آنها ملتفت به آن شده باشند برآورده نموده و برآورده مىسازد كه :
« هو الذى يعطى مَنْ يَسئله و من لايسئله و ما سئل و ما لم يسئل وهو المبتدىء بالنعم قبل استحقاقها » .
دست حاجت چوبرى پيش خداوندى بر * كه كريم است و رحيم است و غفور است و ودود
نعمش نامتناهى كرمش بىپايان * هيچ خواهنده از اين در نرود بى مقصود
توجه به غير او و توسل به غير وسايلى كه او قرار داده و برگزيده است ، مثل توجه و توسل فقير به فقير و حاجت خواستن گدا از گداست . همانگونه كه در اين اشعار لطيف است كه مىگويد :
گدائى را گدائى ميهمان شد * گدا بهر گدا جوياى نان شد
زمسكينان كويك نان طلب كرد * كفى نان از پى مهمان طلب كرد
نشد كارش از آن بىمايگان راست * كه نتوان حاجت الا ازغنىخواست
گدايان گر كم و گر بيش باشند * همه بىمايه و درويش باشند