همه جز عدهء معدودى - كه مؤيد من عنداللَّه باشند - ميسّر نيست . و لذا بايد در سخن گفتن از آن فقط به احاديث صحيحهء وارده از اهلبيت - عليهمالسلام - كه محكم و غير متشابه باشند استناد كرد و احاله به عقل و استناد به اخبار ضعيفه يا متشابهه ، اطمينانبخش و مصون از گمراهى و ضلالت نيست .
ممكن است مراد از « قدر » همان استعدادات ، اقتضاآت ، خواص و آثارى باشد كه در اشيا قرار داده شده كه بالانفراد يا با تركيب آنها به يكديگر ، آثارى بر آنها مرتب مىشود كه البته اين تابع اندازه و قدر خاص هر چيزى نسبت به خود و ساير اشيا است .
و اين بحثى است كه رسيدن به عمق و نهايت آن هرگز ممكن نيست و نمىتوان ارتباطات اين همه مركبات و بسايط و فعل و انفعالات آنها را نسبت به هر يك به طور مستوفى به پايان رساند .
چنان كه ممكن است مراد از « قضاء » وقوع اين تأثير و تأثرات به حكم الهى و به عنايت باريتعالى باشد كه لازمهء آن امكان عدم وقوع آنهاست . و به عبارت ديگر : مفهوم ايمان به قضاء اين است كه امور را به قدر خدا واگذار نكنيم و خدا را - العياذ باللَّه - از ادارهء امور كاينات معزول و بر كنار ندانيم و مانند يهود نباشيم كه قرآن عظيم مىفرمايد :
« وَقالَتِ الْيَهُودُ يَدُاللَّه مَغلولَةٌ غُلَّتْ ايديهم و لُعِنُوا بِماقالُوا بَلْ يَداهُ
نيايش در عرفات (فارسى) — صفحة 101
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٠١