به وجود آمده و يا اينكه خودبهخود به واسطهء اجتماع ذرّات فراهم شده و اين ذرّات خودبهخود مركّب شده و اين همه شكلهاى بديع و صورتها پديد آمده است كه از جملهء اين شكلها و پديدهها ، انسان و نجوم و كواكب و كهكشانها هستند .
فرض دوم فرض تصادف است كه قانون صدفه و تصادف آن را رد مىكند .
قانون صُدفه
اين قانون بر اين اساس است كه احتمال حدوث هر چيزى به طور تصادف و اتّفاق ، به نسبت ازدياد اجزاء و عناصر و موادّ تركيبىِ آن چيز ، رو به ضعف مىگذارَد ، چنان كه به نسبت غموض و پيچيدگى و وضع اجتماع اجزاءِ آن با يكديگر و ارتباطات آنها با هم و كثرت خواص و اسرار و آثار آن نيز احتمال حدوث آن به طور تصادف كمتر و ضعيفتر مىشود تا حدّى كه بالمرّه قابل اعتماد نيست .
مثلًا اگر يك سكّه داشته باشيم و آن را به سوى بالا بيندازيم احتمال اينكه به طور تصادف به يك سمت معيّن بيفتد ، يك بر دو است ، يعنى يك احتمال در برابر دو احتمال است ؛ و اگر بخواهيم آن را دو بار بيندازيم كه در هر دو بار به يك سمت معيّن به زمين برگردد ، احتمال يك بر چهار مىشود ، يعنى در برابر چهار احتمال يك احتمال .
سه احتمال اين است كه به غير اين كيفيّت به زمين بيفتد و يك احتمال اين است كه به سمت مقصود به زمين بيفتد ، و همچنين هرچه بيشتر بخواهيم اين عمل را تكرار كنيم كه متوالياً در هر بار به همان سمت معيّن به زمين بيفتد ، نسبت احتمال موافقِ خواست ما با احتمال مخالف كمتر