تغييرات كيفى و نفى يك پديده و تبديل آن به پديدهء ديگر و بالأخره حركت تكاملى مادّه مىگردد .
6 . علّت ، اراده و قصد و شعورى باشد كه حاكم بر اين جهان است و آن را ايجاد و اين نظام را برقرار كرده و آن را رهبرى مىنمايد .
غير از احتمال ششم ، ساير احتمالات باطل و مردود است .
امّا احتمال اوّل به اين جهت مردود است كه غير از صاحبان اراده و اختيارهاى محدود مثل حيوان كه مريد است و انسان كه علاوه بر داشتن اراده ، مختار هم هست ، ساير پديدهها مثل كوه و دريا و معدن و آب و خاك و آفتاب و غيره صاحب اراده نيستند تا احتمال اينكه چيزى از آنها به فعل ارادى صادر شود مطرح گردد ، و مثل حيوان و انسان هم كه اراده و اختيار دارند ، حوادث و پديدههايى كه در علّت آن بحث داريم ، خارج از محدودهء اراده و اختيار آنهاست و حتّى در محدودهء وجود خودشان نيز اراده و اختيارشان محدود است .
امّا احتمال دوم . با اينكه راهى براى اثبات آن در كلّ حوادث نيست ، مىگوييم اصولًا اگر حوادث را تكرارى و بنياد شدن و ويران شدن مىدانيد ، به اين صورت كه هر حادثهء جزئى اين طور است يا مجموع حوادثى را چنين فرض مىكنيد كه مثلًا در هر چند ميليون سال سير حوادث تكرار مىشود ، و يا به عبارت ديگر از صفر شروع مىشود تا به پايانى مىرسد كه از آن جلوتر نمىرود ، سپس همهء آن ساختهها و سيرها و حركتها و تكاملها به هم مىريزند و دوباره شروع مىشوند ، اين احتمال به اين جهت باطل است كه :
اوّلًا : مفهوم اين سخن ، انكار قصد و غرض در حوادث جهان و كلّ جهان و پذيرفتن پوچى و پوكى و بىهدف بودن عالم است كه مفهومى خلاف
الهيات در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 63
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٦٣