و قوانين و نظاماتى را كه از هر جهت انقلابى و مخالف منافع اقويا و اغنيا و زورگويان ، و در واقع اعلان الغاى نظام جائر زورگويى و قلدرىِ رؤسا و قبايل و ملوك و امرا بود ، بدون خوف و بيم از كسى ، به مردم ابلاغ كرد .
13 . قانون الهى و شريعت اسلامى را به جاى تمام آن زورگوييها و قلدريها حاكم كرد و حكومت حق و قانون را در اين فرصت اندك در ميان ملّتى كه سابقهء حكومت قانونى نداشتند ، رسمى ساخت .
14 . جامعه را عوض كرد و عزيزان بىجهت را به جاى خود نشانيد و ذليلان و مستضعفان اجتماع را با ديگران در يك صف ، و داراى حقوق متساوى با آنها قرار داد .
15 . در اين مدّت كوتاه از مشتى مردم بىسواد درسنخوانده ملّتى به وجود آورد كه عالىترين افكار اجتماعى و سياسى و آزاديخواهى را به دنيا درس داد تا بدانجا كه فردِ عادىِ آنها ، خود را از شاهنشاه ايران و قيصر روم كمتر نمىديد .
16 . در اين مدّت و با اين وقت كم و مشغلههاى گوناگون ، حكومتى را تشكيل داد كه از آن عصر تا به حال و قبل از آن نظيرش در نظم و حاكميّت و قدرت ، و برابرى افراد از نظر حاكم ، و اطاعت واقعى و قلبى مردم از حكومت به وجود نيامده است .
الهيات در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 428
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٤٢٨