هزاران مفاسد ديگر .
نه نور آزادى مىتابيد ، نه صداى آزادى بلند مىشد ، نه خورشيد علم و دانش دنيا را روشن و منوّر مىساخت ، نه ارزشهاى انسانى معلوم مىشد ، نه منشور و اعلاميّهء حقوق بشر نوشته مىشد ، نه انسانها با هم در حقوق متساوى و برابر مىگشتند ، نه زنان از انواع بدبختىها نجات مىيافتند و ارزش يك انسان واقعى را پيدا مىكردند ، نه كسى سنگينىِ بار حكومتهاى جبّار و مستبد و سلسلهها را احساس مىنمود ، نه اين همه مدرسهها و دارالعلمها و دارالشّفاها و بيمارستانها و يتيمخانهها و دارالمساكينها و كاروانسراها ساخته و برپا مىشد ، نه اين همه مسجد و گلدسته و مأذنه كه از بالاى آنها بانگ جانبخش توحيد را به گوش خلايق مىرسانند بنا و تأسيس مىشد ، نه اين همه كتاب در رشتههاى علمى و فلسفى و اخلاقى و اجتماعى تأليف مىشد ، و نه اين همه كتابخانههاى بزرگ كه وسعت و عظمتش بىسابقه است به وجود مىآمد .
كيست كه اطّلاعات مختصرى از تاريخ دنيا داشته باشد و در عين حال در اينكه تمام بركات موجود حاصل صداى آزاديبخش توحيد اسلام و اعلانات قرآن مجيد و بيست و سه سال زحمات شبانهروزى پيغمبر اسلام است شك نمايد ؟
آرى ، بيست و سه سال امّا بيست و سه سالى كه از جهت عرض و كيفيّت از بيست و سه ميليون سال عمر خدمات مصلحان و خدمتگزاران به جامعه بيشتر سود و خير و بركت در اختيار بشريّت نهاد .
چهارده قرن است كه از آن واقعهء تاريخى مىگذرد ، و هرچه گذشتِ زمان بيشتر شده و نيروى خرد و انديشهء بشر تواناتر و دورپروازتر گشته ، اهميّت اين واقعهء بزرگ آشكارتر شده است .
الهيات در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 407
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٤٠٧