شنوايى و پاسخگويى آنان دلالت دارند ، مثل اين آيات :
وَ الَّذينَ يَدعونَ مِن دونِ اللَّه لا يَخلُقونَ شَيئاً وَ هُم يُخلَقونَ .
أَمواتٌ غَيرُ أَحياءٍ وَ ما يَشعُرونَ أَيّانَ يُبعَثونَ . « 1 »
إِنَّكَ لا تُسمِعُ المَوتى . « 2 »
وَ الَّذين تَدعونَ مِن دونِه ما يَملِكونَ مِن قِطميرٍ . إِن تَدعوهُم لا يَسمَعوا دُعاءَكُم وَ لَو سَمِعوا مَا استَجابوا لَكُم وَ يَومَ القِيامَةِ يَكفُرونَ بِشِركِكُم . « 3 »
وَ ما يَستَوِى الأَحياءُ وَ لَاالأَمواتُ إِنَّ اللّه يُسمِعُ مَن يَشاءُ وَ ما أَنتَ بِمُسمِعٍ مَن فِى القُبورِ . « 4 »
و اين دو آيه دلالت دارند بر اينكه آنچه را از غيرخدا مىخوانند ، مردهاند و قدرت بر شنيدن ندارند .
در جواب مىگوييم كه :
اوّلًا : اين آيات دلالت ندارند بر اينكه مطلق خواندن غير ، خواه زنده باشد يا مرده ، اگرچه توأم با عقيده به الوهيّت و ربوبيّت او نباشد ، شرك است ، بلكه چهار آيهء اوّل دلالت دارند بر اينكه به مردهها نمىتوانى چيزى را بشنوانى و خواندن و شنواندن آنها كار لغوى است ، و دو آيهء ديگر دلالت دارند بر اينكه غير از خدا آنچه را به عنوان خدا مىخوانند ، اين اوصاف را دارند ولى بر اينكه هرچه را غير از خدا بخوانند شرك
هامش
( 1 ) . نحل ( 16 ) آيات 20 و 21 .
( 2 ) . نمل ( 27 ) آيهء 80 .
( 3 ) . فاطر ( 35 ) آيات 13 و 14 .
( 4 ) . همان ، آيهء 22 .