در اين عصر هم فرقهاى به نام وهّابى كه بر اساس سياست نفتى استعمارگران انگليسى در حرمين و عربستان حكومت يافتهاند و فعلًا بر اساس سياست استعمار ، آمريكا از آن محافظت مىنمايد ، همان سخنان نامعقول مجسِّمه را در الهيّات با اصرار هر چه تمامتر عنوان مىكنند و جمال زيباى توحيد و معارف الهى اسلامى را با سخنان نامعقول خود برعكس جلوه مىدهند و ضمن عقايد فاسد خويش ، يهوديّت و مسيحيّت كنونى را ترويج مىكنند و اعتراضات معقولى را كه مسلمانان به يهود و نصارى داشتند ، به خود متوجّه مىسازند .
به نظر من اين بزرگترين خطرى است كه از جانب وهّابيها جامعهء مسلمين و عقايد فطرى و منطقى و قابل باور آنها را تهديد مىكند . يعنى اگر كسى در دنيا عقايد اسلامى را از چشم يك وهّابى ببيند كه در تجسّم خدا اصرار دارد و در الفاظ و ظواهر كتاب و سنّت ، غيرعرفىترين جمود را به كار مىگيرد و خدا را صاحب تمام اعضا و جوارح مىخواند ، منظرى بسيار خرافى و غيرمعقول خواهد ديد .
الهيات در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 18
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٨