7 . تحوّل فكرى
يكى از بيمارىهاى خطرناك فكرى كه پس از رحلت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اجتماع مسلمانان به آن گرفتار شد اين بود كه بسيارى از مردم در برابر عمل انجام شده ، هرچند موافق با خير و مصلحت و نظامات و تعاليم شرعيه نبود تسليم مىشدند و هر حكومتى را كه روى كار مىآمد واجب الاطاعه ، و بيعت با آن را لازم الوفا مىدانستند . « 1 »
اين روش باعث مىشد كه هر كس مىتوانست با يك جهش ناگهانى يا اغفال مردم وضعى را ايجاد و سياستى را اجرا كند و بر مركب مراد سوار شده ، و بى معارض و مزاحمى ، مستبدانه بر جامعه حكومت كند .
حسين عليه السلام با اين فكر غلط و خطرناك نيز مبارزه كرد و مردم را از اين اشتباه كه حكومتهايى مانند حكومت بنىاميه و يزيد ، واجب الاطاعهاند ، بيرون آورد ، و فهماند كه نه فقط اطاعت از آنها واجب نيست ، بلكه كوشش براى برانداختن آنها و تأسيس حكومت تمام اسلامى ، لازم و واجب است .
پس از قيام سيد الشهداء عليه السلام معلوم شد : آن حكومتى كه واجب الاطاعه است و بايد مسلمانان آن را تقويت و پشتيبانى نمايند ، حكومتى است كه در تمام نواحى ، نمايشگر عدالت اسلامى و مجرى تعاليم و احكام قرآن باشد .
8 . عكس العمل جاودان و پايدار
اثر جهاد حسين عليه السلام در صفحه تاريخ جاويدان ماند ، و همواره نيرو بخش اصلاح طلبان ، و مجاهدان راه حق و حاميان خير و عدالت است .
قيام آن حضرت ، مبارزه با ظلم و ستم و كفر و باطل بود كه در آن زمان از گريبان يزيد سربرون كرده بود . مبارزه با افكار و نقشه ها و آراء ، و مفاسدى بود كه از جانب او حيات ملت اسلام را تهديد مىكرد .
در اين مبارزه ، شخص يزيد و هيكل نازيبا و آبله رو ، و چهره سياه و بينى قرحهدار او طرف نبود بلكه كردار و رفتارش طرف مبارزه بود .
هامش
( 1 ) . مثل اينكه اين شعر زبان حالشان بودفَإن تأتوا بِرَملَه أو بِهِند * نُبايعُها أَمِيره مُؤمِنينَا