ابن شهر اشوب در جمله اى از زهد آن حضرت گويد كه به او گفته شد :
ما اعْظَمَ خَوْفَكَ مِنْ رَبِّكَ
چقدر بزرگ است بيم تو از خدا ؟ فرمود :
لا يَأْمَنُ الْقِيامَهَ الّا مَنْ خافَ اللهُ فِي الدُّنْيا
در امان نيست كسى روز قيامت مگر آن كس كه در دنيا از خدا بترسد .
7 . تواضع و فروتنى حضرت سيد الشهداء عليه السلام
هرچه معرفت و خداشناسى و توحيد ، و علم و حكمت انسان بيشتر شود ، تواضع و فروتنى او زيادتر مىشود . تكبر بشر ناشى از جهل و نادانى ، و غفلت و خودپسندى است . در آيات كريمه و احاديث از تكبر به شدّت مذّمت و از تواضع مدح و ستايش شده است .
افراد نادان به اندك چيزى از مال يا مقام باد در بينى مى اندازند و به ديگران به نظر حقارت نگاه مى كنند و مايلند فكر و نظر خود را بر مردم تحميل كنند .
حسين در نزد مردم بسيار محترم بود وقتى او و برادرش حسن مجتبى عليه السلام پياده به حج مىرفتند تمام رجال و شيوخ صحابه كه با آنها بودند به احترامشان از مراكب پياده مىشدند و پياده مىرفتند ، اين احترام حسين عليه السلام در نفوس نه براى آن بود كه حسين كاخ مجلل داشت يا مركبهاى سوارى او گران قيمت بود يا غلامان و سربازان پيشاپيش يا دنبال موكب او مىرفتند يا آنكه مسجد پيغمبر را براى او خلوت مىنمودند و راهها را در موقع آمد و شد او بر مردم مىبستند ، نه ! براى هيچيك از اينها نبود . حسين با مردم زندگى مىكرد و از مردم جدا نبود ، در نهايت سادگى و تواضع بود ، همه ساله پياده به حج مىرفت ، با مردم نشست و برخاست ، و آمد و شد داشت ، با فقراء معاشرت مى كرد ، در نماز جماعت حاضر مىشد ، به عيادت بيماران مىرفته ، در تشييع جنازهها شركت مىكرد . در مسجد جدش پيغمبر با دوستان و اصحابش مى نشست . دعوت فقرا را مىپذيرفت و آنها را ميهمان مىنمود ، خودش براى محتاجان ، بينوايان ، بيوه زنان و يتيمان ، نان و غذا مىبرد .
وقتى سپاهيان ستم پيشه و سنگدل كوفه بدن مطهرش را عريان بر خاك افكندند ، بر شانه مباركش نشانه از برداشتن بار ديدند ، از علت آن پرسيدند ، حضرت