ابر بهار رحمت و بخشايش و سخا
ز امر خدا مسخر او خيل كاينات
مخصوص او به حكم خدا تخت ارتضا
در روضهاش فرشته به آواز دلنواز
گويد مديح و منقبت آل مرتضى
اين مشهد عظيم بود مظهر ولا
ميقات وصل باشد و محراب اصفيا
اندر رواق او پى تعظيم حضرتش
صف بستهاند جميع ملايك چو اوليا
آيد در آن به گوش نداى انا الاله
از بارگاه عزت و از طور كبريا
بر حضرت رسول به آلش ز ما درود
مدح و سلام و عرض عبوديت و ثنا
طى شد به حال غفلت اگر روزگار عمر
پر گشت نامه از گنه و جرم و از خطا
دارم اميد آنكه شفاعت كند مرا
از راه لطف و مهر ، ولى خدا رضا
7 رمضان المبارك 1431 ه . ق
بزم حضور (دفتر شعر رضوى) (فارسى) — صفحة 50
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٥٠