بر من ضعيفتر از حقير از كرم نما نظرى
بيش از اين مخواه مرا خسته و فگار و غمين
چون شود اگر كه شوم مورد نوازش تو ؟
بحر جود و احسانى من ذليلم و مسكين
حق جدهات زهرا حق شاه مظلومان
يكدم از عنايت و لطف ، بر من فتاده ببين
حال من پريشان است ذنب من فراوان است
غرق بحر عصيانم ماندهام به رنج قرين
چشم ما به سوى شما است ثامن الجج مددى
از درت مران ما را خوار و مستمند و حزين
مهر توست قرب خدا قهر تو عذاب اليم
آتش جهنم را حبّ تو درِ تسكين
از كرم قبول نما اين سگ محبان را
كز تذلل و خوارى بر درت نهاده جبين
در سال 1383 قمرى كه يك اربعين ، افتخار تشرّف آستان قدس رضوى على مشرفها آلاف التحية والسلام ، داشتم سروده شد .
بزم حضور (دفتر شعر رضوى) (فارسى) — صفحة 41
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٤١