نمايه واژهها
احوط : مطابق با احتياط
استطاعت : توانايى انجام فريضه حج از نظر بدن ، مال و راه .
تجافى : نيم خيز نشستن ، نيم خيز نشستن مأمومى كه به ركعت اول نماز جماعت نرسيده ، در حال تشهد خواندن امام .
تخلّى : خالى كردن ، به بيتالخلاء رفتن ، بول و غايط كردن .
تمكن : توانايى مالى
حرج : مشقّت ، سختى
خون جهندهدار : حيوانى كه وقتى رگ آن را ببرند ، خون از آن با فشار بيرون مىآيد .
ذبح شرعى : كشتن حيوانات با رعايت ضوابط شرعى ( سگ ، خوك و بعضى از حيوانات ديگر قابل ذبح شرعى
نيستند ) .
ذمّى : كافران اهل كتاب - مانند يهود و نصارى - كه در بلاد