انقلاب محرّم
محرّم است و جهان پر ز انقلاب شده است * به شيون و غم و اندوه شيخ و شاب شده است
ز بانگ شور برانگيز القيام و جهاد * قلوب اهل ستم اندر اضطراب شده است
ز مكتب كَرَم و نهضت و عزاى حسين * الى الابد به سوى خلق ، فتح باب شده است
به مُلك عزّت نفس و ثبات و قوّت دين * شهيد كرب و بلا ، مالك الرّقاب شده است
براى اهل بيت پيمبر كنار شطّ فرات * ز جور فرقهى كفّار ، قحط آب شده است
پيمبر است غمين و على عزادار است * به روضه ، حضرت زهرا در التهاب شده است
مگر حسين ز ميدان دوباره بهر وداع * به سوى خيمهگه زينب و رباب شده است
دريغ و درد كه از سنگ كينه دشمن * ز خون ، محاسن نورانيش خضاب شده است
مگر كه حضرت عبّاس باز از پى آب