فرزند عزيزم !
نامه شكواييه شما را خواندم . اگر بيشتر مردم ، شكايت از ديگران و از جريانهاى بيرون از خود دارند ؛ شما شكايت از خود و درون خود داريد كه معلوم مىشود با نفس خود و هواهاى نفسانى و شهوانى درگيريد يا به عبارت ديگر با آنها در جنگ و جهاديد و در جهاد اكبر - كه به فرموده رسول اكرم ، صلى الله عليه و آله و سلم ، همان جهاد با نفس است - دشمن را قوى پنجه و نيرومند مىبينيد و از آن بيم داريد كه بر او ، خداى نخواسته ، پيروزى و ظفر نيابيد .
من به شما اطمينان مىدهم كه اگر در برابر اين دشمن مقاومت كنيد و عرصه را بر او تنگ نماييد و از آغاز به پيشنهاد و خواستههاى او گردن ننهيد ، سرانجام بر او غالب شده و او اسير و رام شما خواهد شد .
ولى اگر به خواستههاى او جواب مثبت بدهيد ، خواهشهاى آن بسيار و بىشمار است و هر چه از او فرمان ببريد ، او فرمانهاى ديگر و بيشتر مىدهد و تا شخصيت انسانى و كرامت آدمى را نابود نكند و او را از مقام خود ، ساقط نسازد ، قانع نمىشود .
دوران جوانى ، دوره و ميدان چنين جهاد و پيكارى است و بايد شخص اراده ، مقاومت و پايدارى خود را نشان بدهد . البته همه كس حريف نفس امّاره نيست ، پهلوانان حقيقى مىتوانند در اين ميدان عرض وجود نموده و جايزه قهرمانى بگيرند .
با جوانان (فارسى) — صفحة 68
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٦٨