تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با جوانان (فارسى) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
سالان خود تشريك مساعى و بذل فداكارى و كوشش كنند . بايد اخلاق اسلامى ، زهد ، آزادگى ، پارسايى ، قناعت ، شجاعت و خودشناسى را به آنها آموخت كه بدانند خود را به هر جريان و هر وضع نفروشند . و اين كلامِ معجزْ نظامِ اميرالمؤمنين ، عليه السلام ، را هميشه مقابل چشم دل خود قرار دهند : « الا حُرٌّ يَدَعُ هذِهِ اللُّماظَةَ لِاهْلِها انَّهُ لَيْسَ لِانْفُسِكُمْ ثَمَنٌ الَّا الْجَنَّةَ فَلاتَبيعُوها الَّا بِها » ؛ « 1 » ، تا بدانند كه انسان بالاتر از اين است كه اسير شهوات ، ماديات ، افكار و اعمال شيطانى شود و مثل اين اشعار را كه :
« تن آدمى شريف است به جان آدميت * نه همين لباس زيباست نشان آدميت
طيران مرغ ديدى تو ز پاى بند شهوت * بدر آى تا ببينى طيران آدميت »
زمزمه نمايند . بحمدالله در معارف شيعه و فرهنگ غنى ما ، بيش از آنچه تصور شود ، به جوانان و پسران و دختران ، ارايه طريق شده است ؛ آيات قرآن كريم ، آن همه احاديث شريفه و اين دعاهاى انسان‌ساز عاليةالمضامين و اين كتاب‌ها و اشعار و مقالات .
هامش
( 1 ) . نهج‌البلاغه ، حكمت 456 ؛ آيا آزاده‌اى نيست كه اين دنيا را كه در كم‌ارزشى ، همچون ته‌مانده طعامى است كه در دهان باقى مىماند ، به اهلش واگذارد . براستى كه جز بهشت ، هيچ ارزشى براى جانهايتان نيست ؛ پس جانهايتان را به غير از بهشت ، نفروشيد .
با جوانان (فارسى) — صفحة 120 | الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني