تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه جمال (فارسى) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧

فصل هشتم : بر قله تواضع

از افتادگى تا عزت

هرچه معرفت ، خداشناسى ، توحيد ، علم و حكمت انسان بيشتر شود ، تواضع و فروتنى او زيادتر مىگردد . تكبر بشر ناشى از جهل ، نادانى ، غفلت و خودپسندى است . در آيات كريمه و احاديث از تكبر به شدت مذمت ، و از تواضع ، مدح و ستايش شده است . حسين عليه السلام در نزد مردم بسيار محترم بود . زمانى كه او و برادرش ، حسن مجتبى عليهما السّلام پياده به حج مىشتافتند تمام رجال و شيوخ صحابه كه همراه آنها بودند به احترامشان از مراكب پايين آمده و پياده راه مىپيمودند . احترام حسين عليه السلام در ميان مردم نه براى آن بود كه او كاخ مجلل داشت يا مركَب‌هاى سوارى او گران قيمت بودند يا غلامان و سربازانى پيشاپيش يا دنبال مركَب او مىرفتند يا آنكه مسجد پيغمبرصلى الله عليه و آله را براى او خلوت مىنمودند و راه‌ها را در موقع آمد و شد وى بر مردم مىبستند ، نه ! براى هيچ يك از اينها نبود . حسين عليه السلام با مردم زندگى مىكرد و جدايى از آنها را نمىپذيرفت . زندگى او مالامال از سادگى بود . همه ساله پياده به حج مىرفت و با مردم نشست و برخاست ، و آمد و شد مىنمود ؛ با فقرا معاشرت مىكرد ، در نماز جماعت ، حاضر مىشد ، به عيادت بيماران مىشتافت ، در تشييع جنازه‌ها