از تو بانگ انقلاب آيد به گوش
و از تو خون مرد حق آيد به جوش
قهرمانان تو از خُرد و كبير
در شرافت در فضيلت بىنظير
خفته در جسم تو هفتاد و دو تن
در بلا و در مصائب ممتحن
مالكان مُلك تسليم و رضا
صابران بحر اندوه و بلا
باده نوشان از خُم روز الست
جان به كف در راه حق ، چون شير مست
جان فدا كردند و دين را داشتند
در جهان ، بذر حميّت كاشتند
كربلا ! اى شهر انصار خدا
بارگاه همّت و صبر و وفا
پرچم دين از تو اندر اهتزاز
عاشقان را سوى تو چشم نياز
آفتاب مشرقين (دفتر شعر عاشورايى) (فارسى) — صفحة 30
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٣٠