اقويا به او نزديكتر بنشينند . اين حرفها كه هنوز هم در دنياى به اصطلاح متمدّن هوادار دارد در مجلس پيغمبر و مكتب تربيتى او وجود نداشت . فقير و غنى و شاه و گدا همه از چشم پيغمبر يكسان بودند .
در جنگ بدر كه مركب و اسب و شتر مسلمانها كم بود و مطابق نفرات مركب نداشتند و مراكب را بين نفرات به طور متعادل تقسيم كردند به هر دو يا سه نفر يك مركب رسيد . كه به تناوب سوار و پياده شوند . از جمله به پيغمبر صلى الله عليه و آله و دو نفر ديگر كه يك نفر از آنها على عليه السلام بود يك مركب رسيد هر وقت نوبت پياده رفتن پيغمبر و فرماندهى كل قوا مىشد على عليه السلام و نفر ديگر مىگفتند : « يا رسول الله ! شما سوار باشيد ؛ پياده نشويد ، ما پياده مىآييم . » اما پيغمبر قبول نمىفرمود و پياده مىشد و قريب به اين مضمون مىگفت : « نه شما از من در پياده رفتن تواناتريد و نه احتياج من به اجر و ثواب و رحمت خدا از شما كمتر است . » « 1 »
در يكى از غزوات و جنگها مىخواستند گوسفندى را ذبح و طبخ نمايند هر كدام از اصحاب كارى را عهدهدار شدند . پيغمبر فرمود : « من هم هيزم جمع مىكنم . » گفتند : « ما شما را از كار بىنياز مىسازيم . » فرمود : « نمىخواهم بر شما امتياز داشته باشم . » « 2 »
مىفرمود :
« كلكم لآدم و آدم من تراب
هامش
( 1 ) . دلائلالنبوه ، ج 3 ، ص 39 .
( 2 ) . مكارم الأخلاق ، ص : 251 ؛ بحار الأنوار ، ج 73 ، ص 273 .