همهى انسانها برحسب مراتب ايمان خود ، از آرامش و سكون باطن ، استراحت خيال ، تسليم ، رضا ، توكل به خدا و اعتماد به نفس بهرهمندند و تا به آن مراتب بلندبالا مىروند كه نه از آنچه از دنيا به آنها مىرسد ، فرحناك مىشوند و خود را فراموش مىكنند و نه از آنچه از دنيا از آنها فوت شود غمناك مىگردند ، گويى اين آيه را در گوش دارند :
( لَكَيلا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ و لاتَفْرَحُوا بِمَا آتاكُمْ ) « 1 »
و تا آنجا پيش مىروند كه از كسى غير از خدا نمىترسند كه :
« حَدُّ اليقين أن لاتَخافَ مَعالله شَيئاً » « 2 »
موحد چه در پاى ريزى زرش * چه شمشير هندى نهى بر سرش
اميد و هراسش نباشد ز كس * بر اين است بنياد توحيد و بس
و حاصل آنكه توكل ، تسليم ، رضا و تفويض را - كه همه از مقامات سُعدا است - مراتبى است كه اشخاص به مقدار قوت درجات ايمان و خلوص عقيده از شرك ، خرافات و انحرافات ديگر ، حائز آن مىگردند .
بنابراين براى نيل انسان به سعادت واقعى وسيلهاى بالاتر از ايمان صحيح و يقين خالص نيست . همهى اضطرابها و همهى خوف و بيمها از زوال نعمتها را از ميان مىبرد و همهى نگرانىها را نسبت به آينده مرتفع مىسازد .
هامش
( 1 ) . سورهى حديد ، آيهى 23 .
( 2 ) . بحارالانوار ، 67 / 180 و 143 .