شايد علت وجوب آن و عدم اكتفا به عقيدهى اجمالى به اين امور وضوح ، ظهور و ضرورت اشتمال دعوت پيغمبر صلىالله عليه وآله بر اين امور باشد ؛ مثل اعتقاد به ملائكه و انبياى گذشته و كتابهاى آسمانى نازل بر آنها . بعد از بيان اين مقدمه چندين امر را در ارتباط با اين چند موضوع بيان مى نماييم :
12 - 1 . معراج
يكى از عقايد مسلمين اين است كه خداوند در شبى كه بدان ليلة المعراج گفته مىشود حبيب خود ، حضرت خاتم الانبياء محمد مصطفى صلىالله عليه وآله را از شهر مكهى مكرمه ( مسجدالحرام ) به مسجد اقصى سير داد و از آنجا با همين جسد و جسم عنصرى به عوالم بالا تا مرتبهى
( ثُمَّ دَنا فَتَدَلّى فَكانَ قابَ قَوْسَينِ أَوْ أَدْنى ) « 1 »
عروج داد . تفاصيل اين معراج كه هر يك آن به قدرت الهى و خرق عادت صورت گرفته است ، در برخى از آيات قرآنى و احاديث ، مفصل بيان شده است ، هر چند اعتقاد به كل تفاصيلى كه در احاديث آمده است ؛ به خصوص اگر خبر واحد باشد واجب نيست .
از جمله آياتى كه بر اين معراج دلالت دارد اين آيهى كريمه است :
( سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيلًا مِن الْمَسْجِدِ الْحَرام إِلَى المَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيهُ مِنْ آياتِنَا إِنَّه هُوَ السَّميعُ الْبَصِيرِ ) « 2 »
و از جمله چند آيه از سورهى نجم است و از جمله آيهى كريمهى :
هامش
( 1 ) . سورهى نجم ، آيهى 8 - 9 .
( 2 ) . سورهى اسراء ، آيهى 1 .