است ، يعنى انسان مىتواند كه وجود خود را از بند گناهانش آزاد كند و از چنگ هر يك از شيطانهاى جنّ و انس كه او را به بندگى و بردگى مىگيرند رها سازد .
[ 34 ] «
وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعامِ
- براى هر امّتى رسم قربانى كردنى نهاديم تا بدان سبب كه خدا از چارپايان روزيشان داده است نام او را بر زبان رانند . . . » هر امّتى را شعايرى است كه براى نام بردن و ياد كردن از خدا وضع شده است . پس مقدّس شمردن اين شعائر بخاطر و براى خود آنها نوعى از پليدى و بت پرستى است ، بر ماست كه اين مناسك و مراسم را صرفا بخاطر خود آنها مقدّس نشماريم بلكه اين مناسك و آداب و نشانهها را براى آن مقدّس بداريم كه ما را به خواندن نام و ياد كردن از خدا فرا مىخوانند . پيش از اين گفتيم كه مناسك ياد شده در اين سوره هدفشان - كه بدان هدف وضع شدهاند - بيان حقايقى است كه در فراسوى آنها قرار دارد ، نه آن كه خود آن مناسك تقديس شوند و ارزشها و هدفهايى كه فراسوى آنها قرار گرفته به عهده اهمال و بىاعتنايى واگذار گردد . هدف از چارپايانى كه براى خدا كشته مىشود تقديم گوشت آنها به ذات سبحان خدا نيست ، زيرا ذات متعال او نه گوشت آنها را مىخورد و نه پيه و دنبهء آنها را ، بلكه اين امر موجب تقوى و ياد خدا مىشود . پس هدف اصلى از تمام مناسك همان ياد و نام خداست ، از اين رو فرموده است : «
لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعامِ
- تا بدان سبب كه خدا از چارپايان روزيشان داده است نام او را بر زبان رانند » و نام بردن و ذكر خدا آن ذكر زبانى نيست بلكه نيّت قلب ، و ناب و سرهسازىِ كردار است و از اين رو خداى متعال گويد : «
وَ لكِنْ يَنالُهُ التَّقْوى مِنْكُمْ
« 13 » - ولى آنچه به او مىرسد پرهيزگارى شماست » .
منسك به نظر راغب ، عبادت و به موجب نوشتهء طبرى و رازى آن است كه گفته مىشود : منسك و مراد ذبيحه و قربانى است « 14 » .
هامش
( 13 ) - الحج / 37 .
( 14 ) - تفسير نمونه ، ج 13 ، ص 102 .