تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
پيامبرى را كه دعوت كنندهء به حق است منكر مىشوند / 207 و در گفتار و كتابى كه محتوى حق است نمىانديشند . چرا بيشتر آنان حق را نمىپسندند ؟ زيرا آنان در گردابى زندگى مىكنند كه شهوتهايشان آن را در برگرفته است ، و اين همان فرق ميان مؤمنان و كافران است . [ 71 ] «
وَ لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْواءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ
- اگر حق از پى هوسهايشان مىرفت ، آسمانها و زمين و هر كه در آنهاست تباه مىشد . . . » نه تنها از ناحيهء غيبى الهى ، بلكه از ناحيهء واقعى نيز چنين مىشد ، زيرا حقّى كه قرآن آورده است تعبيرى است از حقايق انسان و زندگى ، عدل است كه زندگى را بر پا مىدارد ، در حالى كه ظلم منجر به تباهى و نابودى مىگردد ، راستى است كه به مردم سود مىرساند ، در حالى كه دروغ آنان را زيانديده مىكند ، و همچنين است ديگر ارزشهاى منفى و مثبت . «
بَلْ أَتَيْناهُمْ بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَنْ ذِكْرِهِمْ مُعْرِضُونَ
- ولى ما اندرزشان فرستاديم و آنها از اندرزشان روى گردان شدند . » برخى اين آيه را چنين تفسير مىكنند كه : قرآن براى مردم شرف را آورده است ، ولى آنها از شرف خود روى گردان شده‌اند ، و اين درست است ، امّا تفسيرى ديگر نيز وجود دارد - كه من آن را نزديكتر به مفهوم اين آيه مىدانم - و آن اين است كه قرآن چيزى را كه مردم از ياد برده‌اند فرا خاطر آنان آورد ، ولى آنان از آن ياد آورى غفلت ورزيدند ، قرآن آمده است تا آنان را روشن سازد پس چرا از آن روشنايى روى مىگردانند ؟ . اين تفسير تأكيدى است براى انديشهء پيشين كه : خداوند رسالتى را به وسيلهء پيامبرى مىفرستد ، و در قلب انسان نيز رسالتى به وديعه نهاده است ، و انطباق اين دو رسالت با يكديگر دليل بر صدق آن پيامبر است .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 208 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي