تغييرات و اختلافات ازمنه و امكنه و تبديلات مظاهر عالم ماده و عوض شدن سبك و روش زندگى بشر و پيشرفت او در تكميل وسايل معيشت و حل مشكلات و كشف اسرار عالم طبيعت ، احتياج او را به اين تعليمات سلب نمىكند و اكنون كه هزار و سيصد و شصت و نه سال « 1 » از هجرت حضرت خاتم الانبياء صلوات الله عليه وآله مىگذرد ، تفاوتى در جنبه احتياج او به اين تعاليم عاليه حاصل نگشته و بلكه حاجت او از روز اول و آغاز ظهور اسلام به مراتب شديدتر و بيشتر شده است .
يك روز بود كه بشر مىتوانست تنها زندگى كند و يا جامعه خاصى پديد آورد و با جمعيتهاى ديگر اصلًا رابطه و آشنايى و تفاهم نداشته باشد ، ولى امروز اين حرفها از ميان رفته است و همه مردم دنيا مانند يك جامعه و ساكنين يك شهرستان هستند و در نفع و ضرر با هم شريكند و منافع آنها در تماس و اصطكاك است . يگانه تعاليمى كه مىشود با آن اين همه مردم را كه از نژادهاى مختلف تشكيل شدهاند به هم نزديك و مربوط ساخت و مانند يك جامعه زنده قرار داد كه در ميان آنها آشنايى و تفاهم صحيح و منطق عادلانه برقرار گردد تا در نتيجه همه از هم كمك بگيرند و غمخوار هم و تابع يك هدف و يك نقطه شوند و انديشه و قدرت خود را صرف اذيت يكديگر و خراب كردن شهرها و بيچاره ساختن افراد نكنند ، قواعد دين اسلام است .
مرور قرون و طول ازمنه و خضوع و تسليم بزرگان عالم و فلاسفه و علما و صاحبان عقول كبيره در برابر اين تعليمات آسمانى ، اين حقيقت را روشن ساخته است كه جامعتر از اين احكام تصور نخواهد شد . چنانچه ظهور
هامش
( 1 ) . زمان تأليف كتاب .