علل اين بىقيدى بسيار است كه اهم آن را بيان مىنماييم :
اول : ضعف ايمان
ضعف ايمان به خدا ، علة العلل اين بىاعتنايى و بيشتر بدبختىهايى است كه گريبانگير بشر مىشود . ضعف ايمان قدرت و شجاعت اخلاقى را از انسان سلب كرده و او را تحت نفوذ و مرعوبيت از قدرتهاى موهومه و اعتبارات ظاهريه ، خوار و زبون مىسازد . بدترين نقطه ضعف انسان كه با وجود آن او را از هيچ عمل زشت و ارتكاب خلاف وظيفه نمىتوان مصون دانست ، بىايمانى و بىدينى است .
تاريخ را ورق بزنيد و به پروندههاى جرايم و جنايات مراجعه فرماييد تا بفهميد ضحاكها ، چنگيزها ، يزيدها ، حجّاجها و ساير ديكتاتورها و جبّاران و همچنين خيانتكاران و وطنفروشها و بيگانهپرستها و دزدها و آدمكشها و بىناموسها و عيّاشها و ميليونرها و اغنياى بىرحم و چاقوكشها و جيببرها و . . . از چه دسته و طايفهاى هستند .
بىايمانى به خدا ، انسان را نسبت به مخلوق ضعيف ، متملق مىسازد تا براى خوشامد اشخاص چاپلوسى كند و از اداى تكليف خوددارى نمايد .
بىايمانى صفت استقامت و ضبط نفس و شهامت او را مىكشد .
ايمان نيرويى است كه انسان را توانا و قوى الاراده مىسازد . مؤمن از هيچ چيز مانند خلاف وظيفه و معصيت خدا نمىپرهيزد . چنانچه از پيغمبر اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم روايت است كه به ابوذر فرمود :
« انّ المؤمن ليرى ذنبه كانّه صخرة يخاف ان تقع عليه