ما او را از آب نطفهي مختلط خلق كرديم . و او را داراي دو چشم و گوش گردانيديم .
و در عين حال روش هماهنگ ساختن اين قوا و تنظيم و تعديل و راه حفظ اعتدال و استفاده از آنها را هم به ما آموخته است كه :
( إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا ) « 1 »
ما به حقيقت راه را به انسان نموديم ، حال كه خواهد شكر اين نعمت گويد و خواهد كفران كند .
در باطن بشر تا به مرحلهى كاملى از رشد و نبوغ نرسيده باشد قواى ملكوتى و عقلانى با قواى شهوى و غضبيه پيوسته در جنگ و پيكارند . جنود عقل هميشه در برابر سپاه جهل و شيطنت ، ايستادگى و صف آرايى مىكنند و هر يك مىخواهند متصرف در وجود او شوند و احساسات گوناگون او را همواره تحريك و تهييج مىنمايند . انسان وقتى سعادتمند خواهد بود و از اين اضطرابات درونى راحت مىشود كه بتواند اين عواطف را مرتب و هماهنگ نموده و هر يك را در جا و محل خود صرف نمايد .
ايمان به خدا بهترين وسيلهاى است كه مىتواند جلو جنبشهاى نفس انسان بايستد و او را از افراط و تفريط نجات دهد . ايمان به خدا انسان را شاد و خوشحال نموده و از سرگردانى و تحيّر رهايى داده ، طمأنينهى قلب به او مىبخشد . چنانچه در قرآن مجيد مىفرمايد :
( أَلَا بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ) « 2 »
هامش
( 1 ) . سورهى انسان ، آيهى 3
( 2 ) . سورهى رعد ، آيهى 28 .