كه با قطع نظر از مناقشه بعضى در آن ، بر وجود فرزند براى آن حضرت دلالت دارد .
اما غيبت نعمانى اين جمله را چنين روايت كرده است :
« لا يَطَّلِعُ عَلى مَوْضِعِهِ أَحَدٌ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا غَيْرِهِ » « 1 »
از مكان ايشان هيچ كس حتى دوستدارانشان نيز خبر ندارند .
با وجود اين اختلاف ، استناد به نقل غيبت شيخ اطمينانبخش نيست ؛ بلكه نقل غيبت نعمانى از برخى جهات ، مانند علوّ سند و لفظ حديث ، معتبرتر به نظر مىرسد .
بعضى از روايات ، مثل خبر كمالالدين انبارى و خبر زينالدين مازندرانى از جهت غرابت و ضعف ظاهرى كه در متن آنها است ، قابل استناد نمىباشند .
و بعضى ديگر ، همچون فقرات برخى از « ادعيه و زيارات » نيز صراحت ندارند و قابل حمل بر عصر ظهور مىباشند .
علاوه بر اين ، با فرض قبول دلالت ، متعرض خصوصيات و تفصيلات نبوده ، فقط به طوراجمال ، اصل متزوج بودن و فرزند داشتن آن حضرت را بيان مىكنند .
و خلاصهء سخن آنكه ، اگرچه همسر و فرزند داشتن آن حضرت ، محتمل است ، اما در بررسى اخبار و احاديث به حديث معتبرى كه موجب اطمينان باشد ، و خصوصاً متضمن تفاصيل اين موضوع باشد نرسيديم و دنبال كردن
هامش
( 1 ) . منتخب الاثر ، چاپ قديم ، ص 252 .