تخطي إلى المحتوى الرئيسي

به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
در بيشتر آياتى كه متضمن درس خداشناسى است ، به اين دو نوع دليل اشاره شده است . اين راه راستى است كه خدا مردم را از آن به سوى شناسايى خود خوانده است و آنها را به آنچه در فطرتشان براى درك اين معنا هست ياد آورى فرموده است ( تا اينكه مىگويد ) اين دو راه ، هم راه « خواص » يعنى دانشمندان است و هم راه عامه مردم . فقط اختلاف در تفصيل معرفت است كه عامه بر آنچه مشهود همه است و همه آن را حس مىكنند كه « دلايل عنايت و اختراع » باشد ، اكتفا مىنمايند و علما علاوه بر آنچه با حس درك مىكنند با برهان نيز مطالبى ادراك مىنمايند ، حتى اينكه ، بعضى از علما مىگويند : آنچه از منافع اعضاى انسان و حيوان شناخته شده ، چند هزار منفعت است ( سپس باز هم سخن را در فرق بين معرفت علما و عامه ادامه مىدهد و مىگويد ) مَثَل عامه مَثَل كسى است كه به مصنوعاتى كه بر چگونگى آنها علم ندارد نظر مىكند و بيش از اينكه آنها مصنوع هستند و صانع دارند چيزى نمىداند ، و مثل علما مثل كسى است كه علم به آن صنعت و خصوصيات و فوايد و چگونگى آن دارد و شك نيست كسى كه اين گونه علم به صنعتى دارد ، صانع را بهتر از ديگران مىشناسد . « 1 » هرشل مىگويد : « هر چه دايره علوم وسعت مىيابد ، ادلّه بر وجود حكمت خالق تواناى مطلق ، بيشتر مىشود و علماى طبيعى ، فيزيك و نجوم فقط بنيانگذاران معابد علوم هستند كه در آنها خالق عظيم ، تسبيح مىشود » . لاپلاس مىگويد : « قدرتى كه اجرام آسمانى را در منظومه شمسى ، مدت و دوران سيارات را در گرد آفتاب و توابع را در گرد سيارات به نظامى پايدار تا هر وقت بخواهد قرار داده است ، امكان ندارد كه به تصادف نسبت داده شود » .
هامش
( 1 ) . الكشف عن مناهج الادلة في عقايد الملة ، : ص 45 و 49 ( نقل به مضمون ) . .