بگيرد ، و چنانچه بعد از مشعر آزاد نشده باشد مولايش مخير است كه عوض او قربانى كند يا او را وادار به روزه نمايد .
شرط چهارم استطاعت است ، و در آن چند چيز معتبراست :
اول سعهء وقت به اين معنى كه وقت كافى براى رفتن به مكه و به جا آوردن اعمال واجب در آنجا باشد ، بنابراين اگر به دست آمدن مال وقتى باشد كه براى اين اعمال كافى نباشد ، يا كافى باشد ، ولى با مشقّت زياد كه عادتاً تحمّل نشود ، واجب نخواهد بود ، و در چنين صورتى واجب است مال را تا سال بعد نگهدارى نمايد ، پس اگر استطاعت باقى بود حج در سال بعد واجب خواهد بود و الا واجب نيست .
دوم امنيت و سلامتى به اين معنا كه در رفتن و برگشتن و بودن در آنجا خطرى بر جان و مال و ناموسش نباشد ، همچنان كه مباشرت حج بر شخص مستطيعى كه شخصاً نمىتواند به جهت پيرى يا بيمارى يا عذر ديگرى به حج برود واجب نيست ، ولى نائب گرفتن بر او واجب است چنان كه خواهد آمد .
مناسك حج ( ط 1391 ش ) (فارسى) — صفحة 14
مساهمون: السيد محمد صادق الروحاني
ص١٤