حضرت را مىبينند ، پس از آن دين اسلام را مىپذيرند و ميان امام و يهوديان دشمنى باقى نمىماند .
روش حضرت عليه السلام بعد از ظهور تسامح ، گذشت
س 68 : آيا اين درست است كه بگوييم مهمترين وسيلهاى كه امام عليه السلام براى رهايى جهان از بيداد و نادانى مورد استفاده قرار مىدهد ، ابزار جنگ ، كشتار دسته جمعى و روان ساختن رودهايى از خون مىباشد ؟
يا اينكه ايشان از وسائل عقلى و منطقى و وجدان دينى بهره مىبرند ، نهاد بشر را مورد خطاب قرار مىدهند ، با آنها به گفتگو مىپردازند و برايشان فرستادگانى به هر سو روان مىسازند كه باعث مىشود آنها به سوى او و عدالتى كه به آن دعوت مىنمايد جذب شوند و تنها گروه اندكى كه منافعشان به خطر افتاده است با ايشان پيكار مىكنند و حضرت عليه السلام نيز با آنان جهاد مىكند ؟
به ديگر سخن : روايات زيادى وجود دارند كه جريان حضرت را بر پايه شمشير و كشتار مىدانند ، مانند :
« قائم آنقدر مىكشد تا ( خون ) به زانوها برسد » « 1 » . و « از بس كه مىكشد ، گفته مىشود او نمىتواند از خاندان محمد صلى الله عليه و آله و سلم باشد زيرا اگر از خاندان محمد بود رحم مىنمود » « 2 » و « از بس كه مىكشد گفته مىشود او
هامش
( 1 ) . يقتل القائم عليه السلام حتى يبلغ السوق ؛ بحارالانوار ، ج 52 ، ص 387 ، باب 27 ، ح 203 .
( 2 ) . من كثرة ما يقتل هناك من يقول : ليس من آل محمد ، ولو كان من آل محمد لرحم ؛ الغيبه ، نعمانى ، ص 107 .