پاسخ گفتهام و اكنون برخى جوانب آن را بازگو مىكنم :
1 - علم معصومين ناشى از شدّت ارتباط آنها با مبدأ وجود بوده و از علم و اراده خداوند ، سرچشمه مىگيرد چرا كه معصومين عليهم السلام ، جايگاه علم خداوند هستند ، علم آنها از علم خداوند و تابع اراده اوست و تنها و تنها چيزى را مىخواهند كه خداوند بخواهد ، آنها با وجود اين علم ، ارادهاى جز اراده خداوند متعال ندارند و اراده خداوند ، بر اراده آنان مسلّط است .
امام حسين عليه السلام در اشاره به اين حقيقت مىفرمايد : « رضايت خداوند ، رضايت ما اهل بيت است » ، « 1 » به اين معنا كه من از شهادت و پاره پاره شدن بدنم آگاهى دارم امّا عازم كربلا مىشوم زيرا اين كار ، رضايت خدا را در پى دارد و رضايت خداوند ، رضايت ماست .
برخى به امام حسين عليه السلام اعتراض نموده و او را از ادامه حركت بر حذر داشتند كه امام در پاسخ به آنان ، حقيقت مذكور را مورد تأكيد قرار داد و فرمود : « خداوند مىخواهد كشته شدن مرا ببيند » « 2 » .
2 - خداوند متعال به علم خود عمل نمىكند « 3 » چرا كه در غير اين
هامش
( 1 ) . « رضى الله رضانا أهل البيت »
( 2 ) . « شاء الله أن يرانى قتيلا »
( 3 ) . چون خداوند مىدانست چه خواهد شد بدون امتحان بايد عذاب مىكرد يا ثوابمىداد اما به علم خود عمل نمىكند و فرصت امتحان به مخلوقات مىدهد تا بر خودشان نيز ثابت شود آنچه خدا مىدانست به چه علّت درست بود .