ضعيف باشد ، امّا پيشينيان اصحاب ما به آن
عمل نموده باشند ، خود عمل آنان به دلالت آن حديث ، ضعف سند آن را جبران مىكند ، چراكه بسا آنان كه به زمان صدور نزديك بودند ، قرائن و شواهدى بر درستى آن ديدهاند و مورد اعتماد آنان قرار گرفته كه اين قرائن و شواهدِ درستى سند در گذر زمان به متأخرين نرسيده است و اگر مىرسيد باعث اعتماد بر صدور آن مىگرديد . حال آيا اين سبك و مبنا را مىتوان بر غير روايات فقهى نيز گسترش داد ؟ براى نمونه : همين موضوع فاجعهبار شكستن دنده و پهلوى حضرت زهرا ( عليها السلام ) در داستان غمانگيز يورش بهخانه او ، بهصورتى از سوى پيشينيان اصحاب پذيرفته شده و با آن رفتار سنجيدهاى گرديده كه با اندك دقّت باعث اعتماد به صدور آن مىگردد . پس ، هنگامى كه در جبران ضعف سند روايت ، سبك برخورد و پذيرش آن از سوى پيشينيان اصحاب ، باعث جبران آن مىگردد ، اين ملاك در اين رويداد غمبار و نظير آن نيز جريان مىيابد ؛ با اين توضيح كه روايت فاجعهبار شكستن دنده و پهلوى حضرت زهرا ( عليها السلام ) تنها نمونه است و پرسش ما از سبك و روش است ؛ نظر شما در اين مورد چيست ؟
ج : باسمه جلت اسمائه
درست است ، اين دليل ، روايات غيرفقهى را هم شامل مىشود ، امّا بايد به خاطر داشت كه شهرت داراى اقسامى است :
1 . شهرت روايى ،
2 . شهرت عملى ،
3 . و شهرت فتوايى .
فضائل و مصائب حضرت زهرا (س) (فارسى) — صفحة 80
مساهمون: السيد محمد صادق الروحاني
ص٨٠