خشم او خشمگين مىگردد . « 1 »
روشن است كه اين ملازمت و هماهنگى خشنودى و خشم خدا با او ، نيازمند علم و دانش به همه چيزهايى است كه خدا را خشنود و يا خشمگين مىكند ، و باز در شكوه دانش و خِرد و جايگاه والاى علمى حضرت فاطمه ( عليها السلام ) همين بس كه چنين حجم عظيمى از دانش و معنويت ، از راه آموزشهاى عادى و شناخته شده به دست نخواهد آمد .
و اما موضوع خشم و آزردگى وجود گرانقدر حضرت زهرا ( عليها السلام ) ، به دليل غصب خلافت شرعى اميرمؤمنان بود ، و جريان غصب فدك نيز در جهت تضعيف اقتصادى آن بزرگوار و در تنگنا قرادادن او دنبال شد ، زيرا آن حضرت در آن شرايط بحرانزا نخستين منتقد و بزرگترين مخالف جريان خلافت غاصب و
هامش
( 1 ) - از پيامبر آوردهاند كه در وصف حضرت فاطمه ( عليها السلام ) فرمود : « مَنْ عَرَفَ هذِهِ فَقَدْ عَرَفَها وَ مَنْ لَمْيعْرِفْها ، فَهِىَ بَضْعَةٌ مِنّى ، هِىَ قَلْبِى وَ رُوحِى الَّتِى بَينَ جَنْبَىَّ ، فَمَنْ آذاها فَقَدْ آذانِى »
هر كس اين بانوى سرفراز را مىشناسد كه مىشناسد ، و هر كس نمىشناسد بداند كه او پاره وجود و روح من است ؛ پس ، هر كه او را بيازارد مرا آزرده است . نورالْأبصار / ص 49 ؛ الفصول المهمّة / ص 150 ؛ نزهة المجالس / ج 2 / ص 228 .
و مىفرمود : « فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّى ، فَمَنْ أَغْضَبَها فَقَدْ أَغْضَبَنى »
فاطمه پاره وجود من است ؛ پس ، هر كس او را به خشم آورد مرا خشمگينساخته است . خصائص نسائى / ص 35 ؛ صحيح بخارى / ج 5 / ص 21 .