حضرت گردد ، اين كار حرام نيست ؛ چراكه در جاى خود بحث نموديم كه هيچ دليلى بر حرمت كارى مباح كه باعث آزردهشدن انسانى با ايمان گردد ، نداريم ، و موضوع مورد بحث از همين قبيل است ؛ چراكه ازدواج دوّم در جاى خود كارى است مباح و روا و مجرد پندار آزردهشدن حضرت فاطمه ( عليها السلام ) از آن ، اقتضاى حرمت آن را نمىنمايد . »
اينك پرسش ما اين است كه آيا اين سخن از مرحوم آيت الله العظمى خويى است ؟
ج : باسمه جلت اسمائه
اطمينان دارم كه جمله « مجرد تأذى فاطمه ( عليها السلام ) لا يقتضى حرمته » ، بهطور قطع سخن آيت الله خويى قدّس سرّه نيست ؛ چراكه روايت رسيده از پيامبر از مسلّمات است كه فرمود :
« فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّى يُرِيْبُنِى ما رابَها وَ يُؤْذِيْنِى ما آذاها » ؛ « 1 »
فاطمه پاره تن من است ، آنچه او را ناراحت كند ، مرا ناراحت مىسازد و آنكه او را بيازارد ، مرا آزرده است .
از نكاتى كه بر اين اطمينان گواهى مىدهد ، استدلال پيش از اين سخن است كه مىگويد : هيچ دليلى بر حرمت كارى مباح كه باعث آزردهشدن انسان مؤمن گردد ، نداريم ، چراكه در اين مورد نكاح مجدّد باعث آزردهشدن حضرت فاطمه ( عليها السلام ) به عنوان بانويى با ايمان نيست ، بلكه دليل حرمت در اين مورد ، آزردهشدن حضرت فاطمه ( عليها السلام ) به عنوان پارهاى از وجود
هامش
( 1 ) - مسند احمد ، ج 4 ، ص 328 ؛ خصائص نسائى ، ص 35 .