2 . مشكل فلسفى در روايت « وَلَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما »
س . در كتاب « عوالم فاطمة الزّهراء ( عليها السلام ) » به نقل از كتاب « مجمع النّورين » فاضل مرندى و نيز از كتاب « ضياء العالمين » علّامه نباطى فتونى نياى بزرگتر مرحوم صاحب جواهر از طرف مادر ، حديث شريف
« لَوْلاكَ لَمَا خَلَقْتُ الْأَفْلاكَ »
به اين صورت آمده است :
« لَوْلاكَ لَمَا خَلَقْتُ الْأَفْلاكَ ، وَ لَوْلا عَلِىٌّ لَما خَلَقْتُكَ ، وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما »
؛ اگر تو نبودى ، جهان را نمىآفريدم و اگر على نبود ، تو را ، و اگر فاطمه نبود ، شما را پديد نمىآوردم .
و اينك پرسش اين است كه :
الف . آيا در اين روايت ، مشكل فلسفى ، نظير لزوم
« تقدّمُ الشّىء عَلى نفسه »
يا مشكل ديگر فلسفى نيست ؟
ب . آيا اين روايت از نظر فلسفى و از ديدگاه عقلى مورد پذيرش است ؟
ج . خلاصه اينكه آيا اين روايت را مىتوان بهصورت منطقى تفسير و تحليل نمود ؟ اين پرسش بدان جهت است كه برخى چنين پنداشتهاند كه اين روايت با برخى باورها و عقايد مسلّم دينى ناسازگار است و ادّعا نمودهاند كه همه علماى ما ، گوينده و معتقد به اين روايت را در اين مورد در اشتباه و بيراهه مىپندارند .
ج : باسمه جلت اسمائه
الف . حقيقت اين است كه مشكل و محذور ، تنها در علّت آفرينش و ايجاد ممكن است و نه در هدف نهايى آفرينش ؛ با